ابو القاسم گرجى

94

ادوار اصول فقه

آنها بحث و تحقيق كرده است و حتى در اطراف مسائلى مثل قياس و رأى كه حجيّت آنها بر خلاف نظر شيعهء اماميه است به تفصيل سخن رانده و ادلّهء مخالف و همچنين مقتضاى مذهب را كما هو حقه بيان داشته است . تأثير آراى « سيّد » در نظرات دانشمندان پس از او به خوبى از تأليفات آنان مشهود است . در تمام مسائل ، آراى خاصهء او را نقل و چه‌بسا از او پيروى كرده و احيانا با او به مخالفت برخاسته‌اند . در بسيارى از موارد ، عين عبارت‌هاى او را نقل كرده‌اند . « 1 » عدة الاصول « شيخ طوسى » كه خود يكى از مهم‌ّترين منابع اصول شيعهء اماميه است غالبا همان نظرات و استدلالات « سيّد » را ذكر كرده و بلكه در بيشتر موارد همان تعبيرها را نيز با كمى اختلاف به كار برده و حتى در بعض موارد ، يك بحث مفصّل كه مشتمل بر صفحات عديده است عينا از كتاب « ذريعه » اقتباس و خود « شيخ » نيز بدين معنى تصريح و اعتراف كرده است . « 2 » ظاهرا از اين كتاب نسخه‌هاى بسيارى در دست بوده كه مورد استفادهء دانشمندان قرار مىگرفته و در نوشته‌هاى خود بدان استناد مىكرده‌اند . صاحب « ادب المرتضى » چند نسخه را با مشخصات نام برده . « 3 » اين جانب نيز در چاپ اين كتاب از سه نسخه استفاده كرده‌ام كه بعدا مشخّصات آن‌ها را ذكر خواهم كرد . اينك بعضى از آراى « سيّد » در اصول فقه كه در اين كتاب آمده ياد مىشود : الف : « سيّد مرتضى » در باب « استعمال لفظ در بيشتر از يك معنى » به جواز قائل است چه معانى كه لفظ در آن‌ها استعمال شده همه حقيقى باشند و چه بعضى حقيقى و بعضى مجازى و به‌طور خلاصه در مقام استدلال گويد : امتناع يا از ناحيهء معبّر است و يا از ناحيهء عبارت : صورت اوّل صحيح نيست زيرا در اين صورت لازم مىآيد كه ارادهء دو معنى حتى با فقد عبارت نيز مستحيل باشد ، در حالى كه مىدانيم صحيح است گفته شود : « لا تنكح ما نكح ابوك » و مقصود كسى است كه در عقد پدر مىباشد و پدر با وى نزديكى كرده است و يا گفته شود : « اين لمست امرأتك فأعد الطهارة » و مقصود جماع و لمس به

--> ( 1 ) - به كتاب عده و تهذيب و معالم و قوانين و فصول و ضوابط و حقايق و كتاب‌هاى ديگر در مباحث اوامر و عموم و خصوص و اخبار و اجماع و قياس و غيرها مراجعه شود . ( 2 ) - رجوع شود به سرتاسر مبحث قياس از كتاب « عدة الاصول » . ( 3 ) - ص 150 .